به نام آنکه اشک را آفرین تا سرزمین وداع آتش نگیرد
خلاصه ماجرای من :
یه دختری اومدم مارو عاشق خودش کرد حالا هم رفته
من به یادش به خاطرش اینجا می نویسم
و به عشقش زندگی می کنم
نمی دونم الان پیش عشقشه یا نه !!
این وبلاگ هر وقت دلم بگیره آپ می شه ..
ممنون که به وبلاگم اومدید .
....................
هیچ نظری تایید نمی شه
واسه دل خودم می نویسم
تا آخر عمرم به این وبلاگ سر می زنم
الان چند سالی گذشته ...
....................
تابستان نود و شش
دوازدهمین روز از تیر ماه امسال بوی خون میده ...
2958 روز از رفتنت می گذره عشقم ...
نمی خوای برگردی ؟!؟ ...
۸۸۰۳۰۷
برچسب:
نویسنده: مهدی محمدی